دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
  • خدمات الکترونیک
  • کارکنان
  • درباره ما
  • تماس با ما

آموزش ضمن خدمت
اداره رفاه و تعاون
سامانه اقامتی
فیش حقوقی
سامانه بیمه تکمیلی
AWT IMAGE

AWT IMAGE
AWT IMAGE

AWT IMAGE

  • AWT IMAGE
  • AWT IMAGE
  • AWT IMAGE

مانیفست داعش

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۳/۱ | 
برگرفته از سازمان بسیج جامعه پزشکی تهران بزرگ:
مانیفست داعش
گزارشی از چگونگی ظهور جدیدترین و قوی‌ترین جریان تروریستی در خاورمیانه
با شلیک هر موشک «استینگر» یکی از جت های شوروی در افغانستان سرنگون می شد. استینگرها آن قدر به آسمان رفتند تا فرماندهان شوروی ناچار شدند افغانستان را ترک کنند. برای آنها غیر از این راه، راه دیگری نمانده بود. کوه های صعب العبور «تورا بورا» در افغانستان لانه هایی امن برای «مجاهدان افغان و عرب» به شمار می رفت که جز با حملات هوایی نمی شد از آن عبور کرد. تا وقتی «استینگر» به مجاهدان افغان نرسیده بود، فرماندهان کمونیست امیدوار بودند خیلی زود به حسرت رسیدن پشت کوه های تورا بورا پایان بدهند. اما وقتی موشک های آمریکایی استینگر که در هدف گیری خطا نمی کردند، به دست مجاهدان عرب رسیدند، یک راه چاره بیشتر جلوی پای این فرماندهان باقی نمانده بود: یا در افغانستان بمانند و بمیرند یا آن که هر چه سریعتر ترک خانه همسایه بکنند. کمونیست ها راه دوم را برگزیدند و به این ترتیب ارتش شوروی در سال 1989 خاک افغانستان را ترک کرد.
موشک استینگر صرفا ابزار پیروزی مجاهدان عرب و افغان بر شوروی نبود، استینگر اسم رمزی بود که باعث شد «افراط گرایی اسلامی» انسجام بگیرد و تقریبا سه دهه تحولات بین المللی را به خود اختصاص دهد. استینگر، نقشه راهی برای بناسازی مجاهدانی بود که پس از خروج شوروی از افغانستان خود را «القاعده» و «طالبان» نامیدند. آن هایی که عرب بودند، نام القاعده را بر خود نهادند و افغان های افراطی طالبان خوانده شدند.
از زمان حضور شوروی در افغانستان، آمریکا تلاش زیادی داشت تا بتواند به هر شکل ممکن ارتش سرخ را از این کشور خارج کند. به این ترتیب چند جریان به موازات همدیگر حرکت کردند تا خیال همه از شر ارتش سرخ راحت شود. یکی از این جریان ها، مراکز رادیکال اسلامی در منطقه خاورمیانه بودند که عمدتا با گرایش های سنی مذهب تندرو و وهابی شناخته می شدند. این مراکز در میانه دهه 80 قرن گذشته با چرخشی ایدئولوژیک تلاش کردند تا «شوروی» را به جای «اسراییل» دشمن واقعی اسلام معرفی کنند. تبلیغات پردامنه خیلی زود به هدف نشستند و به این ترتیب چریک های عربِ به شدت مذهبی تصمیم گرفتند به جای آن که روانه نوار غزه و کرانه باختری رود اردن شوند، خود را از راه کشورهای حاشیه خلیج فارس به پاکستان و از آن جا به افغانستان برسانند. به این ترتیب، ظرف کمتر از چندماه هزاران نفر از آفریقا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عازم افغانستان شدند.
مجاهدانی که به افغانستان رسیده بودند خیلی زود فهمیدند که با سلاح هایی که در دستشان است نمی توانند از پس ارتش سرخ برآیند. رمز برتری آنها فقط به در اختیار داشتن «موشک های استینگر» خلاصه می شد تا بتوانند با استفاده از آنها از شر بمباران های بی امان جنگنده های دشمن در امان بمانند. برای رسیدن به این موشک ها راهی جز نزدیکی به آمریکا وجود نداشت. آنها باید به طریقی آمریکا را مجاب می کردند که یکی از فوق مدرن ترین سلاح های ساخت آن کشور را در اختیارشان بگذارد. وظیفه مجاب کردن کاخ سفید را چهره ای برعهده گرفت که نامش تازه سال ها بعد بر سر زبان ها افتاد: «بندر بن سلطان» سفیر وقت عربستان در آمریکا.
بندر بن سلطان که از سال 1983 به آمریکا اعزام شده بود تا 22 سال بعد در سمت اش باقی ماند. او از جوانی به شدت به دنبال پیشرفت در دربار آل سعود بود و به کمک هوش سرشارش به خوبی می دانست نفوذ در میان سیاستمداران آمریکایی که اثرگذاری خاصی بر خاندان حاکمه سعودی دارند می تواند پل پیشرفت او در ساختار سیاسی عربستان باشد. به همین دلیل بن سلطان خیلی زود زبان انگلیسی را یاد گرفت و با جلب توجه محافل امنیتی عربستان به آمریکا اعزام شد. بن سلطان با درک حسا

دفعات مشاهده: 147 بار   |   دفعات چاپ: 3 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر