دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت
  • درباره ما
  • سلامت و تندرستی
  • تاریخ شفاهی
  • انتصابات



درباره روابط عمومی
شماره های تماس با ما
پست الکترونیکیiumspr@iums.ac.ir
آدرس: اتوبان شهید همت بین شیخ فضل ا.. نوری و شهید چمران دانشگاه علوم پزشکی ایران مرکز همایشهای رازی روابط عمومی

ایفای رسالت آموزش حتی در دوران اسارت

 | تاریخ ارسال: 1399/5/26 | 
ایفای رسالت آموزش حتی در دوران اسارت
 به مناسبت ۲۶ مرداد سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی گفتگویی با دکتر علی اصغر کریمی؛ مدیر مرکز اموزشی و درمانی شهید مطهری دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است . 
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ متن گفتگو به شرح زیر می باشد:
در ابتدای مصاحبه سخن خود را با کلامی از رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار با آزادگان در سال ۱۳۶۹ آغاز میکند:
"شما ذخیره بزرگ الهی و یک ثروت عظیم انسانی هستید که در دست دشمن غصب شده بودید. خدای متعال شما را به ملّت و به این کشور اسلامی برگرداند."
آقای دکتر کریمی چطور شد به جبهه جنگ رفتید؟
در سال ۱۳۶۱ دانش آموز سال سوم دبیرستان بودم که به دنبال پیام امام راحل ره مبنی بر  واجب کفایی بودن حضور در جبهه مانند بسیاری از اقشار مختلف مردم داوطلبانه راهی جبهه های جنگ حق علیه باطل شدم.
چطور اسیر شدید؟
در اولین اعزام خودم و در دومین عملیاتی که شرکت داشتم به عنوان خط شکن وارد عملیات شدم و در پایان یک عملیات ایذایی اسیر شدم.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
بعد از اینکه اسیر شدم پس از ضرب و شتم زیاد، عراقی ها من را از میان جمع بیرون آوردند و شاید هفت هشت بار من را کنار دیوار گذاشتند و با سلاح به سمتم نشانه میرفتند ولی شلیک نمی کردند. لحظات سختی بود و کاملا قبول کرده بودم که پایان اسارت، شهادت است و خود را به خدا سپردم. حدود ۲۰۰ نفر بودیم که بعد از ۳ روز ما را به استخبارات عراق بردند که همه اسرا شرائط سخت و شکنجه های آن را با تمام وجود لمس کرده اند. بعد از یک هفته مارا به اردوگاهی در موصل بردند و هر چند ماه اردوگاه را تغییر می دادند.

برنامه زندگی شما در اردوگاه ها بعد از دوران شکنجه و استخبارات چگونه بود؟
یک هفته بعد از اسارت در اردوگاهی بودیم که اسرای قدیمی تر برنامه های متنوعی داشتند و ما هم بعد از ورود برنامه های زندگی جدیدمان را چیدیم و آموزش های مختلف از جمله قرآن، نهج البلاغه و زبان های خارجی را آغاز کردیم. ابتدا با زبان عربی شروع کردم و بعد بیشتر به آموزش زبان انگلیسی مشغول شدم. یکی از کسانی که در اسارت با جدیت برنامه های آموزشی را ساماندهی و پیگیری میکرد و به عنوان مترجم صلیب سرخ فعالیت داشت آقای سعید اوحدی معاون محترم رییس جمهور و رییس فعلی بنیاد شهید و امور ایثارگران بود.
یکسال بعد عراقی ها به بهانه آموزش و درحقیقت برای بهره برداری های نظامی و تبلیغاتی ، اردوگاهی به نام اطفال تشکیل دادند و اسرای کم سن و سال را به آنجا منتقل کردند و هر روز تعداد زیادی خبرنگار خارجی  به دنبال مصاحبه با اسرا بودند تا دیدگاه های خود را انعکاس بدهند.
بیشتر اسرا در کلاسهای اردوگاه شرکت نمی کردند و خودمان تشکیلات آموزشی داشتیم و در سطوح مختلف به آموزش موضوعات مختلف می پرداختیم،  به طوری که بعد از مدتی، زبان انگلیسی من آنقدر پیشرفت کرد که حدود ۴ سال به عنوان مترجم اردوگاه برای انجام امور روزانه و ارسال و دریافت نامه های اسرا فعالیت کردم.
بعد از چه مدت خانواده از اسارت شما مطلع شدند؟
حدود ۴ ماه بعد مطلع شدند.
رسم جبهه رفتن بر این بود که وصیت کنند؛ شما چه وصیتی داشتید؟
وصیت خاصی نداشتم به جز اینکه سفارش کردم تحت تاثیر افکار و نظرات مایوس کننده اطرافیان قرار نگیرند و شهادت من خللی در زندگی شان ایجاد نکند.
ما را میهمان خاطره ای از دوران اسارت بفرمایید.
با توجه به اینکه مخاطبان ما جامعه علمی و دانشگاهی هستند این موضوع را میخواهم بیان کنم که در دوران اسارت ما هیچگونه امکانات برای تحصیل نداشتیم و اگر از کسی لوازم التحریر می گرفتند، بعد از شکنجه، دو هفته به سلول انفرادی فرستاده می شد. برای برگزاری کلاس ناچار بودیم از کارتن های سهمیه صابون و پودر رختشویی و غیره استفاده کنیم. کارتن ها را در آب می گذاشتیم و لایه لایه می کردیم. برای نوشتن هم از خودکارهای که برای نوشتن نامه در اختیار می گذاشتند، اصطلاحا تک میزدیم و با سختی زیاد در جاهای مختلف پنهان می کردیم.
شما در سال سوم دبیرستان به جبهه رفتید و اسیر شدید چطور ادامه تحصیل دادید؟
در دو سال بعد از آتش بس کمی فضا برای آموزش مساعد شد و کتابهای درسی هم از ایران در اختیارمان قرار گرفت و اکثر آزادگان زیر نظر دانشجویان آزاده، شروع به ادامه تحصیل کردند. من هم یکسال بعد از آزادی دیپلم گرفتم و یکسال هم پشت کنکور ماندم و در نهایت در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شدم.
شما در دوران نوجوانی احساس تکلیف کردید و به جبهه رفتید؛ امروز چه می کنید و تکلیف نوجوانان امروز ما به نظر شما چیست؟
امروز هم صادقانه عرض میکنم از دوران کودکی و قبل از انقلاب که در مبارزات علیه طاغوت شرکت می کردم تا زمان جنگ و امروز خود را فدایی کشور و نظام می دانم و در هر موقعیت شغلی با تمام وجود به انجام وظیفه مشغول بوده ام. به نظر من در شرایط فعلی که تحت شدید ترین تحریم های ظالمانه قرار داریم وظیفه نوجوانان امروز تحصیل دانش است تا بتوانیم با تکیه بر دانش بومی و شرکتهای دانش بنیان نیاز های کشور را برطرف کنیم و به معنای واقعی خودکفا شویم.
لازم به ذکر است دکتر علی اصغر کریمی پزشک مدیر مرکز اموزشی و درمانی شهید مطهری دانشگاه علوم پزشکی ایران، متولد ۱۳۴۶ در شهر قم است. سال ۱۳۶۱ داوطلبانه به جبهه رفته و از سال ۱۳۶۲، هفت و نیم سال از دوران جوانی خود را در اسارت حزب بعث عراق گذرانده است.

نظامی


CAPTCHA
دفعات مشاهده: 205 بار   |   دفعات چاپ: 8 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر