گذر از سیستمهای سنتی و چالشهای آکادمیک؛ ضرورت نهادینهسازی «منتورینگ تحصیلی» در دانشگاهها
با ناکارآمدی سیستمهای مشاورهای سنتی در مواجهه با چالشهایی چون فرسودگی و اضطراب تحصیلی، ضرورت پیادهسازی نظام «منتورینگ تحصیلی» در دانشگاهها برجسته شده است تا با توانمندسازی فراگیران و پاسخ به نیازهای روانشناختی آنان، مسیر استقلال، سلامت روان و موفقیت حرفهای دانشجویان هموار شود.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران، نظام آموزش عالی در عصر کنونی، فراتر از رسالت سنتی خود در انتقال صرف دانش گام برداشته و امروزه کیفیتبخشی به فرآیند یادگیری، نیازمند رویکردی عمیقتر یعنی پرورش ابعاد روانی، شخصیتی و حرفهای دانشجویان است.
در این میان، پدیدههای نوظهوری نظیر فرسودگی تحصیلی، اضطرابهای دوران گذار و چالشهای ارتباطی میان استاد و دانشجو، زنگ خطری جدی را برای مراکز علمی به صدا درآورده است تا بیش از گذشته به بازنگری در ساختارهای حمایتی خود بپردازند. سیستمهای مشاورهای سنتی که اغلب به مداخله در زمان بحران یا مسائل آموزشی محدود میشدند، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده نسل جدید دانشجویان نیستند و دانشگاهها نیازمند نهادینهسازی الگویی ساختاریافته، پیوسته و مبتنی بر کرامت انسانی تحت عنوان «منتورینگ یا راهبری تحصیلی» هستند.
عبور از نظام مشاوره سنتی؛ ضرورت پیادهسازی اصولی «منتورینگ تحصیلی» در دانشگاهها
مریم احمدیان نسب روانشناس تربیتی ضمن آسیبشناسی نظام آموزش عالی و نقش اساتید مشاور، بر لزوم پیادهسازی اصولی نظام «منتورینگ تحصیلی» تأکید کرد: برای ارتقای انگیزه، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی دانشجویان، نیازمند یک فرایند حمایتی مستمر، فعال و فراتر از کلاسهای مرسوم آموزشی هستیم.
وی افزود: پیش از هرگونه ورود به مباحث اجرایی، باید به این پرسش بنیادین پاسخ دهیم که چرا اساساً به برنامههای منتورینگ نیاز داریم و چرا دانشگاههای بینالمللی توانستهاند با بهرهگیری از آن، موفقیت تحصیلی دانشجویان را تسهیل کرده، به روند رشد آنان تسریع بخشند و موجب افزایش انگیزه و خودکارآمدی در فراگیران شوند.
کارشناس سلامت روان دانشجویی با طرح این پرسش مبنی بر اینکه در منتورینگ دقیقاً چه چیزی آموزش داده میشود، تصریح کرد: باید مشخص شود چه عاملی منتورینگ را از آموزش و تدریس متداول اساتید متمایز میسازد؛ چراکه بسیاری از اساتید گمان میکنند در حال اعمال حمایتهای لازم از دانشجویان هستند، در حالی که ماهیت و واقعیت منتورینگ فراتر از تدریس صرف است.
وی با بررسی دقیق جامعه مخاطبان این خدمات افزود باید مشخص شود این برنامهها قرار است برای چه کسانی ارائه شود؛ آیا صرفاً مخاطب ما دانشجویان ورودی جدید هستند، یا دانشجویانی که در معرض خطر قرار گرفتهاند، یا افرادی که شکست آکادمیک و مشروطی را تجربه کردهاند، یا دانشجویانی که به دلیل تاخیرهای تحصیلی نتوانستهاند همگام با چارت آموزشی مصوب پیش بروند. د
احمدیاننسب به یکی از دغدغههای پایانی دوران تحصیل اشاره کرد و یادآور شد: گروه مهم دیگر، دانشجویان مواجه با پدیدهای موسوم به «اضطراب فارغالتحصیلی» هستند؛ مقولهای که امروزه به عنوان یکی از مهمترین مباحث مطرح بوده و حتی به عنوان یک اختلال شناخته میشود، زیرا باید دید دانشجو در انتهای محیط آکادمیک آیا اساساً برای شروع مجدد، ورود به دنیایی دیگر و طی کردن مرحله گذار به سمت اشتغال و مراحل بعدی آمادگی دارد یا خیر.
وی ادامه داد: علاوه بر این، باید روشن شود این فرایند در کجا و چگونه اجرا شود؛ آیا باید محدود به فضای کلاس باشد یا در محیطی خارج از کلاس و در قالبی رسمیتر نمود یابد، و آیا صرف اینکه به دانشجویان اعلام شود ما مشاور شما هستیم برای تحقق اهداف حمایتی کفایت میکند یا خیر.
این کارشناس سلامت روان با اشاره به تجربه شخصی پنجساله خود در دانشگاه و تعامل مستمر با دانشجویان رشتههای مختلف بهویژه پزشکی تصریح کرد: با احتساب اینکه در این پنج سال به طور میانگین هر هفته نزدیک به چهارده تا شانزده مراجعه (و در مواردی بیشتر) وجود داشته و از دانشجویان پرسیده شده که آیا استاد مشاور دارند یا خیر، در کمال شگفتی در کل این مدت فقط دو نفر از داشتن استاد مشاور مطلع بودند که از میان آن دو نفر نیز تنها یک دانشجو از عملکرد مشاور رضایت داشت و دانشجو دیگر کاملاً ناراضی بود، زیرا به دلیل تاخیر یکماهونیمه در راهنمایی و مشورت با استاد، واحد درسی خود را از دست داده بود.
وی اضافه کرد: این تجربه تلخ نشان میدهد دانشجویان حتی از وجود استاد مشاوری که وظیفه ارتباط، حمایت و همراهی با آنان را در این مسیر دارد بیخبر هستند و از این رو ضرورت دارد اساتید و مسئولان، نقشی عمیقتر برای خود قائل شده و مسئولیتهای بزرگتری را بر عهده بگیرند.
احمدیاننسب در تبیین پایههای نظری بحث، به «نظریه خودتعیینگری» (Self-Determination Theory) در روانشناسی تربیتی اشاره کرد و گفت: برای فعالسازی انگیزش درونی در دانشجویان، باید به سه نیاز بنیادین روانشناختی پاسخ داده شود؛ نخست «نیاز به استقلال» که از طریق دادن قدرت و حق انتخاب محقق میشود تا افراد با انتخاب آزادانه و لمس پیامدهای آن، استقلال خود را بازیابند؛ دوم «نیاز به تعلق و ارتباط» که از طریق تعامل محترمانه، همدلانه و درک شرایط سخت دانشجو تامین میگردد؛ و سوم «نیاز به شایستگی» که با ایجاد احساس توانمندی در فرد شکل میگیرد.
وی با ذکر مصداقی از تعامل هفته گذشته با یک دانشجوی روانشناسی یادآور شد: با توجه به اینکه اساتید در زمان محدود کلاسها فرصت انتقال تمام مباحث را ندارند، پیگیری دانشجو و برقراری ارتباط با استاد موجب شد تا با معرفی دورههای آنلاین دانشگاههای معتبر دنیا و کتب تخصصی، اشتیاق و انگیزه دانشجو به طور چشمگیری شکوفا شده و از همان هفته شروع به مطالعه کند.
دکتر احمدیاننسب خاطرنشان کرد: زمانی که اساتید در تقویت احساس شایستگی و برقراری ارتباط مؤثر با دانشجویان پیشقدم شوند، مهارتهایی چون خودتنظیمی، هدفگذاری و مدیریت زمان در دانشجویان تقویت شده و در نهایت به ارتقای عملکرد تحصیلی، خودکارآمدی، بهبود مهارتهای یادگیری و سلامت روان منجر خواهد شد؛ بنابراین نباید منتظر بروز بحرانها و مشکلات در مسیر دانشجویان ماند، بلکه اساتید باید در جایگاه تسهیلگر و راهنما ایفای نقش کنند تا فراگیران به مرور به یادگیرندگانی مستقل تبدیل شوند.
منتورشیپ؛ توانمندسازی فراگیران به جای وابستگی آکادمیک
در ادامه دکتر مریم رسولیان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: گرچه مفاهیمی چون کوچینگ، راهنمایی و مشاوره در ادبیات مدیریت به یکدیگر نزدیک به نظر میرسند، اما در جزئیات تفاوتهای ساختاری و عمدهای با یکدیگر دارند.
وی ادامه داد: گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران فرایند منتورشیپ یا راهبری را از سال ۱۳۹۷ برای ورودیهایی که علاقه و صلاحیت این کار را داشتند آغاز کرد، چراکه هر فردی صلاحیت منتور یا استاد مشاور شدن را ندارد و نیازمند ویژگیهای شخصیتی مشخصی است؛ از همین رو مدل گروهی با جلسات منظم و هفتگی برای دستیاران سال اول، دوم و سوم طراحی شد تا موضوعات طرحشده توسط دستیاران به بحث و تبادلنظر گذاشته شود.
این روانپزشک گفت: آنچه دانشجو واقعاً به آن نیاز دارد، صرفاً دریافت پاسخ آماده یا شنیدن ادعای استاد مبنی بر تسلط کامل بر همه امور و داشتن تجربه نیست، بلکه آنچه دانشجو طلب میکند همراهی مبتنی بر درک متقابل است تا احساس کند دیده و فهمیده شده و فضایی برای یادگیری و رشد او فراهم آمده است.
وی راهبری را تلفیقی هدفمند از گفتوگو، الگوسازی، بازخورد و حمایت دانست و ادامه داد: بازخورد باید صادقانه، محترمانه و نقد سازنده باشد، ضمن آنکه حمایت به هیچ عنوان به این معنا نیست که با معاون آموزشی تماس گرفته شود تا مشکل دانشجو حل شود، بلکه حمایت یعنی توانمندسازی دانشجو تا خودش مسیر را پیش ببرد و استاد نیز باید با رفتارش عملاً الگوسازی کند، زیرا در غیر این صورت توصیههایش شنیده نخواهد شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران هدف نهایی راهبری را تقویت توانایی قضاوت مستقل و مهارت تصمیمگیری در فراگیران عنوان کرد و گفت: متأسفانه برخی دستیاران سال سوم برای کوچکترین تصمیمات تحصیلی خود به استاد وابسته هستند و برخی اساتید نیز این وابستگی را دوست دارند، در حالی که دانشجویی که بدون اجازه استاد حتی آب نمیخورد، به هیچ وجه نشانه تربیت درست نیست؛ دانشجو باید خطا کند، استقلال بیابد و بداند که منتور تنها به او برای اتخاذ تصمیم بهتر یاری میرساند و هرگز به جای او تصمیم نخواهد گرفت.
وی با اشاره به معضل قلدری آکادمیک و اصطلاح «کوسههای پیر» در ادبیات منتورشیپ افزود نباید اساتید خواستهها، مقالات و اولویتهای پژوهشی خود را به دانشجو تحمیل کنند، بلکه وظیفه منتور یافتن اساتید و زمینههای پژوهشی منطبق با علایق خود دانشجو است.
رسولیان در تشریح چرایی نیاز دانشجویان به منتور به دو چالش عمده اشاره کرد و گفت: نخستین چالش، مواجهه دانشجویان گروه پزشکی اعم از پزشکی و پرستاری با ابهام در مسیر شغلی و زندگی، اضطراب ارزیابی و مواجهه با پدیدههای خطیری چون مرگ بیماران در کنار فشارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه است و چالش دوم، نیاز پایه انسان به احساس امنیت و تعلق خاطر است؛ چنانکه دانشجویان حتی پس از مهاجرت نیز با تعصب از برند و هویت دانشگاه علوم پزشکی ایران یاد میکنند و وظیفه اساتید این است که با الگوسازی درست، این بستر امن روانی و تعلق سازمانی را برای بچهها خلق کنند.
وی افزود: در دانشگاههای نسل سوم و چهارم، دانشجو ظرف یا لیوان خالی نیست که استاد مانند پارچ آن را پر از آب کند، بلکه دانشجو خود چشمهای جوشان از دانش و خلاقیت است و استاد تنها باید مسیر دسترسی به این چشمه را هموار سازد.
این روانپزشک ثبات رفتاری، حمایت توام با حفظ استانداردهای حرفهای و «دانایی» را سه خصیصه کلیدی یک منتور برشمرد و اظهار داشت دانایی مقولهای متفاوت از دانش صرف است؛ دانایی یعنی حکیم بودن و شجاعت گفتن «نمیدانم»، به طوری که اگر استاد موضوعی را نمیداند با شفافیت به دانشجو بگوید این مبحث را نمیدانم، تو جستجو کن و بیاور تا با یکدیگر درباره آن گفتوگو کنیم.
وی با تاکید بر اینکه منتور نباید نقش پدری را بازی کند که گمان میکند فقط فرزند او خوب است و در برابر سایر اساتید خطاهای دانشجو را بپوشاند، تصریح کرد وظیفه نخست ما خوب شنیدن، درک کردن و پرسیدن سوالات کنجکاوانه به جای قضاوت کردن و ایجاد رعب روانی است؛ نباید با خطای دانشجو طوری برخورد شود که گویا استاد در جایگاه بالاتر است و دانشجو حق اشتباه ندارد.
رسولیان با تأکید بر نقش پیشگیرانه منتورشیپ خاطرنشان کرد: دیدارها باید منظم، مستمر، قابل پیشبینی و دارای زبانی روشن باشند تا تغییرات رفتاری و روحی دانشجو به سرعت شناسایی شود.
وی با ارجاع به پروتکل آموزشی «بتا» (بشنو، ترغیب کن، ارجاع بده) تأکید کرد: اگر منتور متوجه شد دانشجو دچار افسردگی است و به خدمات فردی نیاز دارد، قرار نیست خودش تمام اقدامات درمانی را انجام دهد، بلکه باید راه کمک گرفتن را تسهیل کرده و او را به مراجع تخصصی ارجاع دهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران یادآور شد: در هر جلسه پس از بررسی خطاها و مرور نقاط قوت و کاستیها، حتماً باید گام بعدی با همراهی دانشجو تعیین و مشخص برای عدم تکرار خطا چه اقدامی لازم است، زیرا ماندگارترین هدیهای که یک استاد میتواند به دانشجو اعطا کند، توانمندسازی او در شناخت تواناییها و محدودیتهای خویش و دستیابی مستقل به راهحلهاست که شالوده سلامت روان را پیریزی میکند.
در نهایت، نظام آموزش عالی پزشکی و غیرپزشکی با گذر از رویکردهای سنتی و گذرا، بیش از هر زمان دیگری به نهادینهسازی نظام «منتورینگ یا راهبری تحصیلی» نیازمند است. این فرآیند حمایتی، پیوسته و مبتنی بر کرامت انسانی، با پاسخ به نیازهای بنیادین روانشناختی دانشجویان و توانمندسازی آنان در مسیر تصمیمگیریهای مستقل، نهتنها سپری مطمئن در برابر آسیبهایی چون فرسودگی و اضطراب تحصیلی میسازد، بلکه بستری امن برای پرورش نسلی از فراگیران خودکارآمد، شایسته و آماده برای مواجهه با چالشهای حرفهای و زندگی فراهم میآورد.
نظر دهید