نقش سازمانها در مدیریت نیازهای سلامت زنان شاغل؛ از امکانات بهداشتی تا ایجاد فرهنگ سازمانی بدون برچسبزنی
مدیریت نیازهای سلامت زنان شاغل، از فراهمکردن امکانات بهداشتی و تسهیلات متناسب با شرایط کاری تا ایجاد فرهنگ سازمانی امن و عاری از برچسبزنی، نیازمند نقشآفرینی فعال سازمانها است.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران، «محل کار تنها مکانی برای انجام وظایف حرفهای نیست، بلکه یکی از محیطهای حیاتی زندگی است که مستقیماً بر سلامت و کیفیت زندگی کارکنان اثر میگذارد.» بر همین اساس، مدیریت نیازهای سلامت زنان در چرخههای مختلف زندگی، فراتر از توصیههای فردی است و بازنگری در دستورالعملهای منابع انسانی، بهسازی زیرساختهای محیطی و ایجاد فضایی امن و عاری از برچسبزنی را میطلبد.
تصور کنید کارمندی با درد شدید قاعدگی پشت میز کار نشسته یا پرستاری پس از شبی همراه با تعریق و اختلال خواب، ناچار است شیفتی طولانی را ادامه دهد. حضور فیزیکی این افراد در محل کار، لزوماً به معنای برخورداری از شرایط مناسب برای انجام فعالیتهای روزمره و شغلی نیست.
از سوی دیگر، ممکن است فرد به استراحت یا مرخصی نیاز داشته باشد، اما بهدلیل نگرانی از قضاوت همکاران، ملاحظات فرهنگی یا پیامدهای حرفهای، ترجیح دهد درباره وضعیت خود سخنی نگوید. چنین موقعیتهایی نشان میدهد سلامت زنان در محیط کار، صرفاً مسئلهای فردی یا پزشکی نیست.
رفیعیپور: سازمانها باید موانع محیط کار را برای سلامت زنان برطرف کنند
دکتر آتنا رفیعیپور؛ متخصص بهداشت حرفهای و عضو هیئت علمی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز اظهار کرد: در ارزیابی سلامت شغلی، تمرکز اصلی معمولاً بر حوادث، بیماریهای ناشی از کار و مواجهه با عوامل زیانآور فیزیکی و شیمیایی است. با این حال، برخی شرایط کاری ممکن است بدون آنکه در قالب حادثه یا بیماری شغلی رسمی ثبت شوند، تمرکز، آسایش و عملکرد کارکنان را متأثر کنند.
وی با بیان اینکه قاعدگی و یائسگی از جمله مواردی هستند که بررسی دقیق آنها شناخت شفافتری از نسبت میان وضعیت سلامت فرد و شرایط واقعی کار ارائه میدهد، افزود: قاعدگی و یائسگی بهخودیخود بیماری یا نشانه ناتوانی حرفهای به حساب نمیآیند و تجربه زیستی زنان از این دورهها کاملاً متفاوت است؛ از این رو مسئله اصلی، شناسایی شرایطی است که مدیریت برخی علائم را دشوار میکند و کشف راهکارهایی که سازمان میتواند برای رفع این موانع به کار گیرد.
شواهد علمی؛ از درد قاعدگی تا پدیده «حضور همراه با کاهش بهرهوری»
رفیعیپور گفت: پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند علائم قاعدگی در بخشی از زنان با دشواری در انجام فعالیتهای روزمره، غیبت از کار یا کاهش بهرهوری در حین کار همراه است. به عنوان نمونه، یک مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۵ که نتایج ۳۷ مطالعه روی ۷۲ هزار و ۵۶۷ زن شاغل را بررسی کرده بود، نشان داد درد قاعدگی، سندرم پیش از قاعدگی و خونریزی شدید در شماری از پژوهشها با افت عملکرد شغلی یا افزایش غیبت پیوند داشته است.
وی ادامه داد: در مطالعات مذکور، نسبت شانس غیبت در زنان دارای درد قاعدگی از ۱.۹ تا ۱۲.۱ گزارش شد؛ دامنهای گسترده که بیانگر تفاوتهای چشمگیر میان مطالعات است و نشان میدهد نمیتوان یافتهها را بهصورت یکسان به همه مشاغل تعمیم داد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه پیامد این وضعیت تنها به غیبت از کار محدود نمیشود، افزود: در مواردی فرد در محل کار حاضر است اما درد، خستگی یا سایر علائم، تمرکز و کارایی او را تحتالشعاع قرار میدهد؛ وضعیتی که در ادبیات سلامت شغلی با عنوان «حضور همراه با کاهش بهرهوری» شناخته میشود و در آمارهای متداول غیبت ثبت نمیشود.
وی یادآور شد: تفسیر این شواهد البته نیازمند احتیاط است، چرا که نباید نتیجه گرفت قاعدگی بهطور اجتنابناپذیر کارایی زنان را کم میکند؛ بلکه نادیده گرفتن آن نیز سبب مغفول ماندن بخشی از نیازهای واقعی شاغلان در ارزیابیهای سلامت کار میشود.
رفیعیپور گفت: در زمینه دوران یائسگی نیز علائمی نظیر گرگرفتگی، تعریق شبانه، اختلال خواب، خستگی و چالشهای روانشناختی در شماری از زنان با افت کیفیت خواب و کاهش بهرهوری کاری همراه گزارش شده است.
وی خاطرنشان کرد: توجه به این شواهد علمی، فرصتی مهم برای شکستن سکوت پیرامون نیازهای سلامت زنان است، زیرا تبدیل یک تجربه زیستی طبیعی به موضوعی تابو، مانع درخواست حمایت کارکنان میشود و آموزش و ایجاد فضای امن گفتوگو باید مکمل اصلاح زیرساختهای فیزیکی باشد.
استاندارد ISO 45010؛ چارچوب مدیریتی نوین برای سلامت زنان در کار
در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶، سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO) استاندارد ISO 45010:2026 را با عنوان «راهنمای مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی ـ قاعدگی و یائسگی در محل کار» منتشر کرد تا به سازمانها در مدیریت اصولی این نیازها یاری رساند.
اهمیت این استاندارد در بازتعریف مسئولیت سازمانی نهفته است؛ بدین معنا که بار مدیریت این علائم صرفاً بر دوش فرد نیست و ساختارها، سیاستها و رویههای محیط کار نیز باید ارزیابی شوند.
رفیعیپور استاندارد مذکور را بستری مناسب برای بازنگری نظاممند نیازهای بانوان شاغل برشمرد و تأکید کرد: ارزیابی نوع فعالیت، شرایط محیط فیزیکی، چیدمان شیفتها، دسترسی به زیرساختهای بهداشتی، امکان استراحت و بازنگری فرایندها در هر سازمان ضروری است؛ ضمن آنکه راهکارها بسته به محیط اداری، درمانی یا صنعتی باید متناسبسازی شوند.
اقدامات حمایتی لزوماً نیازمند طراحی مدلهای پیچیده نیست، بلکه بهسازی رویههای پایه میتواند آغازگر تحول باشد. از منظر بهداشت حرفهای، در دسترس بودن سرویسهای بهداشتی پاکیزه و اختصاصی، امکانات شستوشو و دفع بهداشتی محصولات قاعدگی، کنترل مناسب دما و تهویه محیط و تعبیه زمانهای استراحت کوتاه گامهای نخست به شمار میروند. در برخی مشاغل نیز انعطافپذیری در زمانبندی استراحت یا تعدیل موقت وظایف شغلی با رعایت ضوابط ایمنی، مدیریت علائم را تسهیل میکند.
رفیعیپور انجام نظرسنجیهای ناشناس، جلسات هماندیشی و ارزیابی دورهای مداخلات حمایتی را مبنایی مطمئن برای اولویتبندی برنامهها در سازمانهای ایرانی دانست و مشارکت کارکنان در تصمیمگیریها را رمز موفقیت این برنامهها برشمرد تا راهکارها منطبق بر نیازهای واقعی تدوین شوند؛ وی همچنین ارتقای سواد سلامت و جلب مشارکت زنان را مکمل این دادهها دانست تا تصمیمات فراتر از برداشت صرف مدیران شکل بگیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: استاندارد ISO 45010 پل ارتباطی میان «رویکرد محیطهای حامی سلامت» و «اصول بهداشت حرفهای» است تا ضمن رعایت اصول ایمنی، بستری عادلانه فراهم شود. پرسش کلیدی امروز این نیست که قاعدگی یا یائسگی چقدر کارایی را تغییر میدهد، بلکه باید دید سازمانها تا چه حد برای مدیریت ساختاری این نیازهای طبیعی زیستی آمادگی دارند.
سلامت دوران قاعدگی و یائسگی در محیط کار با بسترسازی فرهنگی و حمایت سازمانی محقق میشود
دکتر میترا فقیهی، متخصص آموزش بهداشت و ارتقای سلامت اظهار کرد: از منظر رویکرد «محیطهای حامی سلامت»، ارتقای سلامت زمانی اثربخشتر خواهد بود که علاوه بر آگاهی و رفتارهای فردی، شرایط محیطی، سیاستهای سازمانی و روابط اجتماعی نیز مد نظر قرار گیرند.
وی افزود: در چنین رویکردی، محل کار تنها مکانی برای انجام وظایف حرفهای نیست، بلکه یکی از محیطهای حیاتی زندگی است که مستقیماً بر سلامت، آسایش و کیفیت زندگی کارکنان اثر میگذارد.
فقیهی گفت: از همین منظر، توجه به سلامت دوران قاعدگی و یائسگی نباید صرفاً به توصیههای فردی از قبیل خودمراقبتی یا مراجعه به پزشک خلاصه شود؛ بلکه آگاهیبخشی، دسترسی به امکانات مناسب، امکان بیان نیازهای سلامت و برخورداری از حمایت سازمانی، مؤلفههای کلیدی در شکلگیری محیط کاری سالم به شمار میروند.
وی با اشاره به رشد حضور زنان تحصیلکرده بهعنوان نیمی از جمعیت جامعه در عرصههای اقتصادی و اجتماعی تأکید کرد: صیانت از سلامت زنان بهعنوان سرمایه انسانی کشور، مستقیماً به بهبود کیفیت زندگی، پایداری خانواده و توسعه پایدار جامعه میانجامد و محل کار سالم باید نیازهای فیزیولوژیک کارکنان در چرخههای مختلف زندگی را به رسمیت بشناسد.
فقیهی با تأکید بر اینکه تدوین دستورالعمل بدون بسترسازی فرهنگی اثربخش نخواهد بود، هشدار داد: اگر پرسنل نگران قضاوت، شوخی نامناسب، افشای دادههای شخصی یا پیامدهای شغلی باشند، از امکانات استفاده نخواهند کرد. بنابراین، اصلاح باورهای نادرست، آموزش مدیران و سرپرستان برای ایجاد فضایی عاری از برچسبزنی و تضمین محرمانگی درخواستها، برای فراهمکردن امنیت روانی کارکنان ضروری است؛
این متخصص آموزش بهداشت و ارتقای سلامت ادامه داد: این رویکرد به معنای الزامیشدن همگانی مرخصی قاعدگی نیست، بلکه دربرگیرنده مجموعهای منعطف از تسهیلات همچون تسهیل استراحتهای کوتاه و محرمانه نگاه داشتن درخواستها متناسب با ماهیت شغل است.
وی در پایان با اشاره به ویژگیهای بازار کار کشور تصریح کرد: نمیتوان آمارهای بینالمللی غیبت و افت بهرهوری را مستقیماً به محیطهای کاری ایران تعمیم داد؛ زیرا شرایط فرهنگی، قوانین کار، الگوی مشاغل و زیرساختها در ایران تمایزات خاص خود را دارند. بنابراین، اجرای مطالعات ملی برای سنجش تجربه زنان شاغل ایرانی در بخشهای مختلف، بررسی شدت علائم، سیستمهای شیفتکاری و دسترسی به امکانات ضروری است.
نظر دهید